على اكبر دهخدا

713

امثال و حكم ( فارسى )

خانه‌اى را كه چون تو همسايه است * ده درم سيم كم‌عيار ارزد ليك اميدوار بايد بود * كه پس از مرگ تو هزار ارزد . سعدى . نظير : الجار ثم الدار . خانه‌اى را كه دو كدبانوست خاك تا زانوست . تمثل : خاك يا بى ز پاى تا زانو * خانه‌اى را كه دوست كدبانو . سنائى . اين مثل خانه راست خود گفته * به دو كدبانو است نارفته . سنائى . خانه به دو كدبانو نارفته بود . فرخى . رجوع به : آب انبار شلوغ . . . ، شود . خانهء بچه‌دارى سركو را هم بايد گل ميخ كرد . رجوع به : بچه كه راه افتاد . . . ، شود . خانه به دو كدبانو نارفته بود . فرخى . تمثل . چون شغلى فرمائى دو تن را مفرماى تا خلل از شغل و فرمان تو دور بود كه گفته‌اند ديك به دو تن اندر جوش نيايد چنان كه فرخى فرمايد . . . از قابوسنامه . خانه به دو كدبانو نارفته بود و كتخداى ويران . از سياست - نامه خواجه نظام الملك . رجوع به : آب انبار شلوغ . . . ، شود . خانه پر از دشمن باشد بهتر است تا خالى باشد . چون مردم خانه كم باشد دلگير و نيز مطمع دزدان و اشرار شود . خانهء پر شيشه را سنگى بس است . * ( در جهان ديوانه را دنگى بس است . . . ) زلالى خونسارى . نظير . مگر ميرفت استاد مهينه * خرى مىبرد بارش آبگينه يكى گفتش كه بس آهسته‌كارى * بدين آهستگى بر خر چه دارى بگفتا هيچ دل پرپيچ دارم * اگر اين خر بيفتد هيچ دارم . عطار . خانه پرورد نازنين باشد * ( دل كند ناز و خود چنين باشد . . . ) اوحدى . خانه تاريك و مرد بيمايه * سايه‌اى باشد از بر سايه . سنائى . نظير . تو دانى كه نبود مگر ز ابلهى * هر آنكو كند زن بدست تهى . فردوسى . ى . خانهء تنگ و روزى فراخ . نقل از مجموعهء مختصر امثال طبع‌هند . گويا مراد مثل اين باشد كه با رغد و رخاء عيش كوچكى خانه به چيزى نيست . خانه چون تيره و سياه شود * نقش بر وى كنى تباه شود . اوحدى . رجوع به : حقيقت سرائيست . . . ، شود . خانه خالى به كه پر از شير و گرگ . * ( . . . دانبال اين كرد بر دانا يله . ) ناصر خسرو . نيكو مثل است اينكه جاى خالى * بهتر كه پر از گرگ مرغزارى . ناصر خسرو . تهى غارى به از پر گرگ غارى . ناصر خسرو . خانهء خرس و انگور آونگ ! رجوع به : از ديك چوبين . . . ، شود .